![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
زمانی ضروری بود بیش از آنچه می گیرم بدهم اما اکنون سخت محتاجم که خیلی بیشتر از آنچه قادر به دادن هستم ٬ بگیرم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
خانم مریم اصغری یه بازی راه انداخته به ترتیب زیر و از من دعوت کرده شرکت کنم.البته من فکر کنم ازین بازی بعد از یه دورگشتن تو بلاگها می شه نتیجه آماری خوبی درمورد سوال مطروحه در آورد به شرطی که جدی گرفته بشه و ارزیابی نظرات خوانندگان بصورت واقعی توسط نویسنده انجام بشه.
در ضمن چند روز دیگه کسانی که به بازی دعوت میکنم رو به همین متن اضافه میکنم! اما بازی: آيا نوشته ها می تونن ملاک مناسبی برای شناخت يه آدم باشند بازی از این قراره که باید تصویر ذهنی خودتون از نویسنده وبلاگی که مدتیه می خونین را بیان کنین و بگید صاحب این نوشته ها چطور شخصیه! اصلا هم مهم نیست که اون حدسها درسته یا غلط ! مهم اینه که تصویری که تو ذهن شما ایجاد کرده چیه؟! نویسنده بلاگ هم در پست بعد میتونه صحت و سقمش را بیان می کنه تا معلوم بشه از روی نحوه کامنت گذاشتن و مطلب نوشتن یه نفر چه قدر میشه به شخصیت واقعیش پی برد! شرایط و قوانین بازی: ۱- اگر احیاناْ اطلاعاتی از نويسنده دارید که بطریقی غیر از وبلاگش به دستتون رسیده اونها را ناديده بگيريد. ۲- در مورد کامنتهاتون قضاوت نميشه. پس هر چی واقعا از نويسنده در ذهنتون متصور شده بنویسید ۳- طبق روال تمام بازیهای وبلاگی هر کسی باید چند نفر از دوساشو ۴- بعد از این بازی اگه فرد دلش خواست می تونه ویژگیهای خودشو بعنوان کلید پاسخنامه بنویسه. ۵-یه قاعده هم من اضافه میکنم که همزمان با اضافه کردن اسم دعوت شده ها به متن اضافه میکنم.
حالا بسم الله: اين ایلیاد عمق آبی دریای واژگون چه جور آدميه؟ ! --------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ. ن. : ۱- متن بالا کپی پیست متن رویا (نسیم صبح) است. ۲- اگر از لحاظ نگارش ٬ املاء و دستور زبان مشکلاتی داره لطفاْ به بزرگی خودتان ببخشیدش ۳- به خدا خودم وقت نوشتن ندارم. ۴- به محض برگشتن حتماْ یه متن خوب مینویسم ( از یه جای بهتر کش میرم ). ۵- بیشتر سعی کنید از خوبیام تعریف کنید. ۶- یه کاری نکنید مجبور شم واسه کامنتها تائیدیه بزارم ۷- بالاخره مجبورم کردین واسه این پست هم تائیدیه بزارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
خیلی خسته ام
و شدیداْ احتیاج به یه مرخصی طولانی دارم . ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ اینم یه مطلب تکراری واسه خالی نبودن عریضه : گریه کنید ای خاطرات٬ اشکها فرو ریزید به مزار آرزوهای گم گشته ام . تار و پود وجودم در سردخانه این اجتماع که آنرا زندگان ٬ زندگانی میگویند یخ بسته است . نقش ناکامی امشب برجبینم جلوه ماتم داده ٬ ماتم به خاطر گذشته ٬ گذشته ای که بگذشت آن من نیز گذشتم . هرچقدر خواستم نسازم ٬ ساختم . آنقدر ساختم تا سوختم و در یک شب نومید زده قلبی که روزی زادگاه عشقی امیدواربود مدفون آن عشق خانمانسوز و برباد رفته شد . در آسمانها نگاه کردم ٬ موقعیکه عشق به زندگی و همه چیزم از دست رفت ستاره ای از ستارگان آسمان را ندیدم که محو گردد زیرا من ستاره ای برای خود نداشتم . امشب مرگ نابهنگام انسانی را خود آن انسان اعلام خواهد کرد . سکوت سراسر سرای وحشت زده ام را فرا گرفته ٬ صندوق اسرار خاطراتم را با خود به گورستانی که گور خود را خود درآن حفر کرده ام خواهم برد ٬ آنرا به مردگان قبرستان میسپارم تا شاید آنها به خاطر خواری خاری اشک بریزند. انسانی رفت ٬ انسانی مرد . چشمان اشک آلودم مرگ یک انسان ٬ انسانی درمانده ٬ انسانی از هم گسسته را با نوای جغد بدبختی اعلام کردند و اشکهای من بهمراه آرزوهای برباد رفته ام در دل خاک سیه برای همیشه مدفون شدند ......... و به یاد روزگار با او این عصاره نسروده را باقی گذاشتم . نفرین به تو ای بخت بد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسي که دوستش داريم بوي خوبي ميدهد ، بوي عشق ميدهد ، بويي که نامش را ميگذاريم عطر تن .
|
| پیوندهای روزانه |
|
در شب شرارتیست که من گریه میکنم روزی قبل از همیشه یه ماهی قرمز توی خواب دریا یادداشتهای پراکنده آشیانه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|