تبليغاتX
عمق آبی دریای واژگون

فقط براي همين امشب

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود.

شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمايید؟

-          خواهش ميكنم!

-          من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟

-          من یه پیشنهاد دارم!

-          چه پیشنهادی؟

-          فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.

زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:

-          چه اشکال داره ، موافقم!

-          قبول؟

-          قبول!

-          خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد. دیگه هم مزاحم من نشو.

 

پ. ن. :

-  مطمئن باشید اون آقاهه من نبودم.

-  اگه خدا بخواد مثل اینکه تا مدتها از دست پرشین بلاگیها در امان خواهیم بود.

-  البته دلم واسه بعضیهاشون تنگ شده.

-  حاضرم وبلاگم رو جهت نوشتن مطالب جدید به پرشین بلاگیها کرایه بدم ( فقط برای نوشتن مطلب نه چیز دیگه ).

-  در مورد کرایه هم یه جورائی باهاشون کنار میام ( مطمئناً این اواخر کاملاً منو شناختن و میدونن که هیچ مشکلی با من نخواهند داشت ).

- متن بالا کپی پیست یه ایمیله که امروز دریافت کرده ام و مطمئن باشید خودم یک چنین ذهن خلاق و هنرمندانه ای ندارم ( من عمراً یه همچنین اشتباهی نکرده ، نمی کنم و نخواهم کرد ).

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 
 

  نتایج تحقیقات علمی اخیر نشان داده که یکی از مهمترین دلایلی که مردها کمتر به پوکی استخوان دچار میشوند اینست که معمولاْ اغلب آنها تا آخرین دقایق عمر دست از خوردن می می بر نمیدارند .

پ. ن. :

- من سیگاری نیستم.

- بخاطر سردرد شدید کاملاْ فراموش کردم به اون طفلک چیزی بدم.

- سردردهام نوعی میگرنه که ناشی از مصرف و قطع غیر اصولی قرصهای ایندراله.

- استفاده از عینک دودی و عصا هم به این دلیل بود که نشون بده نابیناست ولی خدائیش داشت منو با اون چشاش میخورد.

- سرکشی ها و بی قید و بندیهای این دنیای مجازی بشدت روی شخصیت واقعی من تاثیر گذاشته و باعث شده که یه جنتلمن واقعی و تمام عیار تبدیل به یه ایلیاد افسار گسیخته بشه.

   ماجرا از اونجا شروع میشه که اینروزا هرکی باهام کار داره و یا چیزی ازم میخواد در ازاش باید یه چیزی پرداخت کنه و کار مجانی واسه کسی انجام نمیدم.

   حداقل دستمزد هم متناسب با جنسیت ٬ کیفیت و سن طرف مقابل یه ماچ یا یه شامه.

   طفلک اطرافیا تا خرخره بهم بدهکارن و دیگه حتی جرات پرسیدن یه سوال ساده رو هم ندارن.

- شما هم اگر کاری دارید یا چیزی میخواهید رودرواسی نکنید.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 
   چند وقت پیش برای یک مورد کاری مجبور شدم برم بروجرد.

   دم غروب در حالی که سردرد شدیدی داشتم و به شدت بخاطر خوردن قرصهای مسکن گیج و منگ بودم به آنجا رسیدم.

   برای تهیه سیگار ٬ آب معدنی و پرسیدن آدرس هتل جلوی یک دکه روزنامه فروشی توقف کرده و از ماشین پیاده شدم.

   مردی قد بلند ٬ چاق با عینک دودی تیره ٬ ته ریش سیاه و زمخت با یک عصای فلزی دست ساز که روی آنرا با نوار شیشه ای آبی رنگی پوشانده بود بسرعت به طرفم آمد و گفت :

   خودت با زبون خوش یه چیزی در راه خدا بده .

   خندیدم و همانطور که به سمت دکه میرفتم گفتم :

   وقتی قراره یه چیزی در راه خدا بدم چه بهتر که با زبون خوش باشه .

   چیزهائی را که لازم داشتم از دکه تهیه کرده و بی توجه به اطراف به سمت ماشین برگشتم . وقتی راه افتادم از پشت سر صدائی به گوشم رسید که می گفت :

   دیدی با زبون خوش بهم هیچی ندادی.

   تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده.

================================================

   نتیجه گیری اخلاقی :

   هیچوقت با زبان خوش از کسی چیزی نخواهید .

   نتیجه گیری ضد اخلاقی :

   در مکتب ما جایگاهی برای واژه های نمی خورم ٬ نمی خوابم و نمی ...... وجود ندارد !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 
   مدتهاست که برای تثبیت موقعیت خود ٬ همواره قدم در راههای شناخته شده میگذارم ٬

اما میدانم

که در حال از دست دادن چیزهای زیادی هستم

و برای حفظ این امنیت ٬ قیمت گزافی را باید بپردازم .

کاش میشد به دور از هر دغدغه و نگرانی قدمی جسورانه تر بردارم .

هنوز کامم از طعم تلخترین میوه ممنوعه تلخ است . 

============================================================

   ترس از تکرار تجربه های تلخ گذشته مرا در پشت حصار تنهائی منزوی ساخته و از صمیمیت به هر شکل و اندازه سخت بیزارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 

در واپسین دم حیات

در تیرگیهای یک شب نومید زده

که هیچ سحری در پی نداشت

در پرده سیاه یک گور سیاه

در سرداب زندگی نکبت بار

در گرداب دهلیز غربت

در پهنه این آسمان سر به زمین

که مرده عمر کوتاهم بود

در آوارگی سحرای سوزان بدبختی

در وادی یک روح سرکش و سرگردان ،

چشمانی اشک آلود

با قلبی پیر و بیمار

به خاک و خون در امواج غرقه به خون ناکامی

ناکام بدست امواج خروشان صحرا

به فنای هستیم توافق کردند.

 

 =================================================

 

ساده ترین راه برای گفتن دوستت دارم فقط یک لبخند است.

 

پ. ن. :

۱- لطفاْ نیشهایتان را ببندید.

۲- با همه هستم.

۳- مخصوصاْ تو یکی.

    (نیشت رو ببند!)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 

دل تنگی ام را به توفیقی بزرگ مبدل خواهم ساخت .

امید پاره ای از وجود منست .

من هستم

و خواهم بود

آنچه که هستم

و آنچه که میخواهم .

خود را در آغوش میگیرم

این اولین نشان بلوغ من است .

هستی ام را

در ازای عشقی که به من داده ای

مدیون توام .

این خود ٬ اوج سلطه نیست ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 

دوباره عشق طعم خود را از دست داده و این گناه من نیست.

 

من میوه تلخ نمی خواهم و از دروغ بیزارم.

 

درعشق دفترچه تلفن محرمانه وجود ندارد.

 

عشق تعهدی ست که به من اطمینان میدهد هر لحظه که نیازمندش باشم در کنارم خواهد بود.

 

بدون عشق برایم زندگی سخت است و غیرممکن ، اما می پندارم دیگر زمان آن رسیده که دست از جستجو برداشته و فقط زندگی کنم.

 

معجزه در لحظه رخ میدهد نه آنزمان که در انتظارش هستم.

 

جهان عرصه رقابت هاست اما عشق رقابت نیست.

 

گفتن جمله مشهور « تو را دوست دارم » به ظاهر آسان است اما هنوز هنگام بیان این جمله قلبم فرو میریزد.

 

عاشق شدن آسان است ، اما عاشق باقی ماندن سخت و دشوار و اینکار تنها زمانی میسر میگردد که بتوان عشق را به بالای کمربند سوق داد.

 

هر کوششی که برای بهبود اوضاع مینمایم بیهوده بوده و نتیجه ای جز شکست همراه ندارد.

 

وقتی پای عشق به میان می آید هیچکدام از ما چندان عاقل نیستیم.

 

بدون شک جهان صرفاً برای من آفریده نشده.

 

کاش میتوانستم قدمی جسورانه تر بردارم.

 

خاطرات و رویاهای تلخ و شیرین را در کشو میزم پنهان نکرده ام ، آنها را با خود داشته و به هر کجا روم با من خواهند بود.

 

آیا دوباره فریب عشق را خورده ام؟

 

گوشهایم همچنان سنگین است و خداوند هنوز به نجوا سخن میگوید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 

متن زیر ترجمه قسمت کوتاهی از یکی از ایملهای زیبائیست که امروز دریافت کرده ام.

 

خانم ها تا زمانیکه ازدواج نکرده اند نگران آینده اشان هستند

اما آقایان پس از ازدواج نگران آینده اشان خواهند شد.

 

مرد موفق کسی ست که درآمدش بیشتر از مخارج همسرش باشد

اما زن موفق کسی ست که چنین مردی را تصاحب نماید.

 

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر میکنند

اما به مراتب بیشتر از مردان مجرد در آرزوی مردن بوده و برای آن لحظه شماری مینمایند.

====================================================================

 

پ ن :

اینجانب جزو مردان بسیار موفق بوده و خواهم بود ( قابل توجه خانومهای مجرد ).

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت   توسط ایلیاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کسي که دوستش داريم بوي خوبي ميدهد ، بوي عشق ميدهد ، بويي که نامش را ميگذاريم عطر تن .

پیوندهای روزانه
در شب شرارتیست که من گریه میکنم
روزی قبل از همیشه
یه ماهی قرمز توی خواب دریا
یادداشتهای پراکنده
آشیانه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
آبان 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
زیبائی تغییرات (لیلا سینکی)
اقلیما یادمانی از حوا
نبض یک آغوش
مهتا
گندم برشته (چادر زری)
کفشدوزک سفید (سارا)
سفر از پیش تو هرگز نتوانم (رویا پائیزانه)
گرگ و میش(سمیرامیس زئوس)
روزی روزگاری مملکتی (مهتاب)
ماهمهر
اژدهای آبنباتی
تاب (همایون)
منبع موثق
ایرانی (همایون)
زمزمه های بی صدای من (مهری)
حرفهای کودکی (پگاه)
گنجشکک اشی مشی (امید)
خوابی در هیاهو (عادله)
مکاشفات فرشوشتر
آزاد باش و عشق کن (نسیم)
من ، شب و خورشید (بنفشه)
سبکی تحمل پذیر (شیرین)
سمفونی مردگان
دنیای زیبای عکس(حمید)
نسیم صبح
زنیدن (سیما)
دست و پا شکسته
عشق یعنی قربانی شدن (نسرین)
عکسهای بدون شرح (صنم)
صنم اینجاست (صنم)
جودی ابوت
هپی هاپو
مردی که لب نداشت (ایلیا)
محله های کودکی (انجی)
تنها برای تو مینویسم (بانوی ماه)
پرستو همون مسافر عاشقه
کاکتوس با عطر یاس
Red Fish
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM