![]() |
![]() |
|
|
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست طاقت بار فراق اینهمه ایامم نیست؟
دل انگیز منظره ایست ناله کردن٬ گریستن٬ زیر قدم افتادن٬ خاک زمین طوطیای بصر نمودن٬ روح را نثار کردن .
وه چه خوب است جان فدا کردن و مردن . مردن برای چه ؟ و برای که ؟ برای عشق و به خاطر معشوق!!! .... قلب را بدست معشوق دادن افزایش صفای آنست ٬ روح شاد میگردد و فرشتگان لبخند میزنند چون هم جنس خود را غرق در روشنائی می بینند. روح انسان همیشه دچار هوس است مگر وقتی که متعلق به دیگری و یا مشترک باشد. دل دریای مواج و خروشان است و« عشق شاهکار خلقت خداست » همیشه داشتن آن حکومت بر خداست!!! .... خوشبخت کسی که دل در گروی دیگری دارد. سعادتمند کسی که سودای این خوشبختی دارد. ============================================================== - به خاطر غیبت چند روز اخیر از همه دوستان عذر میخواهم. - هفته گذشته درگیر نمایشگاه ایران مد بودم. - از کامنتهای دلگرم کننده همه دوستان عزیز بخصوص ....... نهایت تشکر و قدر دانی حاصل است ( خدا به فریادتان برسد ). - متاسفانه عازم ماموریت هستم و تا شنبه در خدمت شما عزیزان نخواهم بود (غیبت و بد گوئی اکیداْ ممنوع) البته لپ تاپ همراهمه و به همه سر خواهم زد. - امروز تا آخر وقت در خدمت دوستان بوده و با همه عزیزان به نوعی تسویه حساب خواهم کرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود خبرتازه ای بود. ایلیاد از جمع ما رفت . به واقع ایلیاد هرگز از سفر برنگشت و آخرین پستی که قبل از سفر او درج گردید – نامه ای به مادر – به نوعی خبر از این واقعه میداد.
قبل از بهم پیوستن ما ، استعاره من فریاد و نام این وبلاگ هزار و یک شب راز بود که هنوز هم این اسامی در فهرست پیوندهای برخی از دوستان به چشم میخورند.
از آن پس ، هر دو با نام مستعار ایلیاد روند جدیدی را در پیش رو گرفته و با توجه به روحیات و خصوصیات اخلاقی تقسیم وظایف نمودیم.
نگارش متون و درج پستها بعهده فریاد و اظهار نظر در خصوص متون دیگران یا بعبارتی درج کامنتها وبرقراری ارتباط با مخاطبین بعهده ایلیاد قرار گرفت.
ایلیاد تبحر خاصی در درج کامنت و برقراری ارتباط با دوستان داشت ، دارد و خواهد داشت و به جرئت میتوان گفت که حضور دوستان دروبلاگ عمق آبی دریای واژگون بیشتر متاثر از کامنتهای ظریف و زیبای او بود تا متون کلاسیک فریاد.
چهره و مشخصاتی که در این وبلاگ از نویسنده ترسیم گردیده متعلق به فریاد میباشد. در نتیجه علیرغم ارتباط تنگاتنگی که بین دوستان و ایلیاد وجود دارد همه به نوعی فریاد را میشناسند.
از ابتدای هفته جاری مسئولیت درج کامنتها نیز بناچار بعهده فریاد قرار گرفت اما علیرغم تلاشهای ناموفق او بسیاری از دوستان متوجه این تغییر شیوه نگارش شده و مراتب تعجب خود را به صور مختلف ابراز نمودند.
بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونه اش ..........
در هر کجای این دنیای کوچک که هستی روزگار خوش و ایام به کام.
============================================================
قابل توجه .............. عزیز که از ایلیاد متنفر است. اون طفلک هم روزی از .............. متنفر بود ولی به هر قیمتی که بود با این مشکل کنار آمد. شاید دیگر زمان آتش بس فرا رسیده باشد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
روش جدید محرم شدن مردان و زنان در محل کار زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آنها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود .
به گزارش عصرایران ( asriran.com ) به نقل از العربیه، دکتر عزت عطیه ، رئیس بخش حدیث الازهر ، فتوا داده است اگر دو همکار (یک زن و یک مرد) در یک اتاق که درب آن توسط فردی جز آنها باز نمی شود ، کار می کنند ،بخواهند بین آنها محرمیت ایجاد شود ، زن می تواند پنج بار از شیر خود به همکار مرد خود بدهد و بدین ترتیب آنها با هم محرم و حضورشان در یک اتاق ، شرعی می شود . براساس این فتوای عجیب ، در صورتی که این عمل انجام شود ، زن می تواند چهره و موهای خود را به مردی که شیرش را خورده است ، بنمایاند . در واکنش به این فتوا ، اعضای فراکسیون اخوان المسلمین در پارلمان مصر ، با اعلام نگرانی خود از طرح این موضوع ، خواستار اصلاح فتوا از سوی الازهر شدند . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
دخترا معمولاْ با مردای پول ساز یعنی مردائی که خوب پول در میارن ازدواج میکنن.
با مردائی که خوب پول خرج میکنن اوقاتشون رو سپری میکنن و بعبارتی از زندگی لذت میبرن. عاشق مردائی میشن که نه بلدن خوب پول در بیارن و نه بلدن چه جوری خرجش کنن. اما اما عاقبت با مردائی امثال من که تو هیچکدوم از تقسیمات بالا نمیگنجن خوشبخت میشن. =========================================================== پ. ن. : ۱- از اونجائیکه میدونم همتون میخواید بنویسید زرشک قسمت نظر خواهی رو حذف میکنم. ۲- برای خوشبخت شدن بشتابید ٬ هم اکنون نیز دیر است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
در حال حاضر اوضاع خیلی خرابه ولی اگه اتفاق خاصی نیافته و اوضاع از این که هست خرابتر نشه ٬ به امید خدا شنبه در خدمتتان خواهم بود و حساب تک تکتان را خواهم رسید.
سوغاتی برای همه خریده ام که به محض رسیدن تقدیم خواهد شد. ۱- دوستان عزیز مذکر: از آنجائیکه راضی به زحمتتان نبوده و نمیخواهم مصدع اوقات شریفتان بشوم ٬ خواهشمند است آدرس دقیق خود را بهمراه کد ده رقمی پستی ارسال تا در اسرع وقت هدایا پست گردند. ۲- دوستان عزیز مونث (متاهلین): در مورد شما نیز از آنجائیکه به هیچ وجه راضی به زحمتتان نبوده ٬ نیازی به ارسال آدرس و کد پستی نمیباشد. ۳- دوستان عزیز مونث (مجردین و ....): شماره تماس خود را بصورت کاملاْ محرمانه برای شما ایمیل مینمایم . بدیهی است تعیین زمان و مکان مناسب جهت دریافت هدایا بعهده خود شما خواهد بود ( مطمئناْ مکانهای دنج و خلوت در اولویت قرار خواهند گرفت ). ۴- خانوم قد بلند چشم آبی با رنگ پوست مهتابی: سوغاتی شما بهمراه چند شاخه گل شخصاْ توسط اینجانب تقدیم حضور خواهد گردید . لطفاْ آدرس منزل خود را ایمیل فرمائید. ۵- کفشدوزک سفید: سوغاتی شما روز تولدتان تقدیم خواهد شد ( البته بشرط آنکه اینجانب نیز به جشن تولد دعوت بشوم ) ۶- ایلیای عزیز: سوغاتی جنابعالی یه دختر بلوند و خوشتیپه ٬ ولی از اونجائیکه شدیداْ درگیر امتحانات هستی و سرت خیلی شلوغه ٬ هدیه ات را در روز جشن فارغ التحصیلی از دانشگاه بهت میدم ( اصلاْ نگران نباش تا اونروز جاش کاملاْ امنه و خودم به دقت ازش مواظبت میکنم ) ۷- .............. : فعلاْ تا اطلاع ثانوی از سوغاتی خبری نیست.
فعلاْ تا شنبه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
مادر جگرم سوخت زبس رنج کشیدم رفتم ز کفت زندگیم پاک تبه شد
در کام افق رفته فرو دختر خورشید روز پسرت ای زن ناکام سیه شد مادر همه شب منتظر و چشم به راهی شاید ز سفر خنده کنان سوی تو آیم افسوس که این فکر سرانجام ندارد تا حلقه بازو ز برایت بگشایم مادر به کجائی که در این غربت جانسوز بینی که هنر دشمن جان گشت نه یارم بینی به لبان پسرت خنده مرگ است بینی که تنم شعله تب سوخت نه کارم مادر اگر آن دخترک موی طلائی آمد به در خانه بگویش پسرم نیست بگذار بخشکد بهم چشم امیدش دردیست ازو بر دل تنگم که دوا نیست مادر تو به پروانه بگو سرخ بپوشد تا دشمن پستم نزند خنده به رویت لبخند بزن تا که نگویند که او مرد هرچند که من رشته امید گسستم چون لاله وحشی به دل کوه دویدم چون آتش سرخی به ره باد نشستم ====================================================== شما ای خاطرات کهنه و درهم شما ای قصه های رفته از خاطر شما ای رفته های تلخ دردآور زمن امشب چه میخواهید؟؟؟ ====================================================== در این غربت که گردیده سخن اندر گلو خاموش در این ظلمت که یخ بسته به لبها خنده و شادی در این خفت که میمیرم به کنجی یکه و تنها نمیخواهم شما از مردنم کس را خبر سازید نمیخواهم که مادر تلخی جان کندنم بیند نمیخواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را دگر ای خاطرات کهنه و در هم خداحافظ دگر ای قصه های رفته از خاطر خداحافظ خداحافظ عزیزانم............. ===================================================== و اما نامه ای کوچک که لختی پیش بنوشتم اگر افتد به دست مادرم هرگز نخواهد خواند اگر افتد به دست پدرم اشکش فرو ریزد اگر افتد به دست دلبرم از دل کشد فریاد شما ای خاطرات کهنه و درهم به خاطر خوب بسپارید هم اکنون نامه را زیر لب آهسته میخوانم.............. =================================================== سلام آخرین مادر دگر نام مرا در دفتر شعری نخواهی دید دگر در ظلمت شب در برویم وا نخواهی کرد دگر در آستان درز چشمانت نمیخوانم چرا دیر آمدی منزل در این سرما کجا بودی؟ و یا در زیر لب آهسته و محزون نخواهی گفت بمیرد مادرت مردی زعشق دختری گمراه ==================================================== پیام آخرین مادر اگر روزی رفیقی مهربان آمد به دیدارم ویا درکوچه و برزن کسی پرسد فلانی کو بگو در بستر ناکامی و حسرت شبی جان داد و اما تا دم آخر به سختی این سخن میگفت .................... خداحافظ عزیزانم خداحافظ . ====================================================== پ. ن. : ۱- دارم میرم ماموریت وتا شنبه در خدمتتان نخواهم بود . ۲- اینروزها سرم خیلی شلوغه و فرصت سرقت مطالب ادبی را ندارم . ۳- با توجه به مطالب فوق ٬ مجبور به درج مطلبی تکراری شدم . ۴- این شعر مربوط به دهه ۶۰ بوده و همگان چنین میپندارند که متعلق به من است . ۵- شعر فوق متعلق به یکی از دوستان خوبم بنام رضا بوده که در اواسط دهه ۶۰ در یک شب شعر٬ آنرا به من تقدیم و من نیز به مدت دو دهه به کمک آن احساسات دختران بیشماری را در مجالس مختلف تحریک و بعبارتی آنها را گریاندم . ۶- از آن تاریخ به بعد همگان چنین پنداشتند که این شعر متعلق به من میباشد ولی اینجانب هیچوقت چنین حرفی نزدم . ۷- طفلک رضا هم هیچوقت به روی خودش نیاورد (شاید او هم همین کار را کرده بود) . ۸- قسمت نظر خواهی کلیه متنهائی که متعلق به اینجانب نیستند همیشه غیر فعال است ٬ مگر آنکه به نام نویسنده اشاره ای شده باشد . ۹- البته یه دستکاری هائی هم خودم تو شعر کردم . هرجاش دیدید ناجوره بدونید همون جاهائیه که من به صلاحدید و بنا به ذوق هنری خودم اصلاحش کردم . ======================================================== از روزیکه با هم آشنا شدیم همیشه عبارت « دیگه برام مهم نیست » ورد کلامت بوده ٬ ولی از اون اتفاق به بعد دیگه واقعاْ برام مهم نیست. هیچی مهم نیست. هر چی میخواد بشه بزار بشه ٬ تا آخر خط پای حرفم هستم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونه ش نرسید . از لحظه ای که توافق کردیم با یکدیگر باشیم ٬ آموختیم که برای دستیابی به اهداف بزرگ از علائق کوچک خود چشم پوشی کرده و لذتهای آنی را قربانی اهداف درازمدتمان سازیم . =============================================== عشق در قصر رضایت ٬ زودتر از قفس عذاب میمیرد . برای داشتن رابطه ای پایدار ٬ بهتر است خشنودی بیجا را از خود دور سازیم . ------------------------------------------------------------------------------------- عشق با سکوت میمیرد . ------------------------------------------------------------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت توسط ایلیاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسي که دوستش داريم بوي خوبي ميدهد ، بوي عشق ميدهد ، بويي که نامش را ميگذاريم عطر تن .
|
| پیوندهای روزانه |
|
در شب شرارتیست که من گریه میکنم روزی قبل از همیشه یه ماهی قرمز توی خواب دریا یادداشتهای پراکنده آشیانه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|