![]() |
![]() |
|
|
همه چیز را زیر ذره بین قرار دادن و مدام یکدیگر را نقد و بررسی کردن باعث نابودی دوستی و ارتباط ما با عشق میشه. بیائید دست از پرس و جو و تجزیه و تحلیل کردن برداشته و فقط یکدیگر را دوست بداریم و از ابراز آن ابائی نداشته باشیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
دوستی که به دیگران اجازه میدهد تورا آزار دهند به تو خیانت میکند.
و دوستی پس از خیانت ساختگی است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
در آغاز چه مهربان بودی و در پایان چه بیرحم؟!!!.................................................. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
میروم جایز نیست.
من رفتم و دین خود را ادا نمودم .
فعلاْ خدا حافظ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
گریه کنید ای خاطرات٬ اشکها فرو ریزید به مزار آرزوهای گم گشته ام . تار و پود وجودم در سردخانه این اجتماع که آنرا زندگان ٬ زندگانی میگویند یخ بسته است . نقش ناکامی امشب برجبینم جلوه ماتم داده ٬ ماتم به خاطر گذشته ٬ گذشته ای که بگذشت آن من نیز گذشتم . هرچقدر خواستم نسازم ٬ ساختم . آنقدر ساختم تا سوختم و در یک شب نومید زده قلبی که روزی زادگاه عشقی امیدواربود مدفون آن عشق خانمانسوز و برباد رفته شد . در آسمانها نگاه کردم ٬ موقعیکه عشق به زندگی و همه چیزم از دست رفت ستاره ای از ستارگان آسمان را ندیدم که محو گردد زیرا من ستاره ای برای خود نداشتم . امشب مرگ نابهنگام انسانی را خود آن انسان اعلام خواهد کرد . سکوت سراسر سرای وحشت زده ام را فرا گرفته ٬ صندوق اسرار خاطراتم را با خود به گورستانی که گور خود را خود درآن حفر کرده ام خواهم برد ٬ آنرا به مردگان قبرستان میسپارم تا شاید آنها به خاطر خواری خاری اشک بریزند. انسانی رفت ٬ انسانی مرد . چشمان اشک آلودم مرگ یک انسان ٬ انسانی درمانده ٬ انسانی از هم گسسته را با نوای جغد بدبختی اعلام کردند و اشکهای من بهمراه آرزوهای برباد رفته ام در دل خاک سیه برای همیشه مدفون شدند ......... و به یاد روزگار با او این عصاره نسروده را باقی گذاشتم . نفرین به تو ای بخت بد .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
عشقهای ما یک هفته بیشتر دوام نداشت.
هشت روز یکدیگر را پرستیدن تلاش بی حاصلی است. عشق باید همیشگی باشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
مشکلات بزرگ بندرت به دوستی لطمه زده و موجب سرد شدن آتش عشق میگردند. این رنجشهای کوچکند که مثل موریانه پایه و اساس دوستی را جویده و آنرا سست و متزلزل مینمایند. دو دوست همیشه در کنار هم و با تمام نیرو برای غلبه بر یک مشکل بزرگ و اساسی تلاش میکنند اما این سوء تفاهمات جزئی٬ رنجشهای کوچک و اختلاف نظرهای بی اساسند که در یک رابطه شکاف ایجاد کرده و دو طرف آن رابطه را روز به روز از یکدیگر دورتر مینمایند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
چند وقته که خاطرات و حوادث تلخ گذشته مثل خوره به جونم افتادن و زندگیمو تلخ کردن. خیلی دلم میخواد کنارشون بزارم و فراموششون کنم ولی نمیدونم چه جوری. تمام تلاشمو میکنم ولی باز تو یک لحظه غفلت به ذهنم هجوم میارن و افکارمو مسموم میکنن. کاملاْ واقفم که مرور این خاطرات چیزی نیست جز تباه کردن زمان حال و خراب کردن روزهایی که در اونم. از قدیم گفتن « کار عشق باز کردن زخمهای کهنه نیست بلکه درمان آنهاست » همه اینارو میدونم ولی یه نفر تو وجودمه که منو رها نمیکنه و مدام تو گوشم فریاد میزنه : اگه دوباره تکرار شن چه؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
دروغ یکی از مهمترین عوامل نابودی یک رابطه است.هیچ چیزی ویرانگرتر از این نیست که متوجه گردیم کسی را که میپرستیم و به او اعتماد داشته ایم٬ عمری فریبمان داده. ما اغلب بهم دیگه دروغ میگیم و علتش اینه که فکر میکنیم باید کامل باشیم تا دیگران دوستمون داشته باشند٬ غافل از اینکه لازمه عشق تکامل نیست بلکه صداقت است . |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
همیشه وقتی به آخر جمله میرسم ٬ تصمیم گیری در مورد اینکه از سر خط شروع کنم یا در ادامه همون سطر قبلی بنویسم برام خیلی سخته .
بازم به ته خط رسیدم!!!... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم آبان 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسي که دوستش داريم بوي خوبي ميدهد ، بوي عشق ميدهد ، بويي که نامش را ميگذاريم عطر تن .
|
| پیوندهای روزانه |
|
در شب شرارتیست که من گریه میکنم روزی قبل از همیشه یه ماهی قرمز توی خواب دریا یادداشتهای پراکنده آشیانه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|