![]() |
![]() |
|
|
شنیدم از اینجا سفر میکنی تو آهنگ شهر دگر میکنی خیال من از سر بدر میکنی
نگاهی به من کردی و سوختم چو شمعی ز مهر تو افروختم محبت٬ صفا از تو آموختم بپاس صفای سرشکم بیا حذر از سفرکن برای خدا خدای وفا بی وفائی مکن روزی رئیس انجمن پروانگان گفت یکی برود حدیث شمع را برای ما بیاورد. پروانه ای رفت و برگشت گفت شمع زیباست و شعله های لرزانی دارد. رئیس انجمن گفت تو شمع را نشناخته ای دیگری برود شمع را بشناسد. دیگری رفت و برگشت گفت شمع زیباست و شعله ای گرم و سوزان دارد. رئیس انجمن گفت تو نیز آنرا نشناخته ای. دیگری رفت آنقدر به گرد شمع گردید تا در شعله شمع سوخت. رئیس انجمن به یاران گفت فقط او توانست شمع را بشناسد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
به من ارچه می پرستم مدهید می که مستم مبرید دل زدستم که دل دگر ندارم دیوانگیهای محض ٬ آرزو داشتن و رویاهای دل انگیزمخصوص قلبهای صیقل دیده است. عشق ورزیدن خدا پرستیدن است. فنای انسان شبیه چهار پاست ولی فنا شدن در راه عشق به منزله شهید شدن در راه خداست. دوست داشتن گناه نیست ولی منکر آن بودن جهل است. عشق فطری است ٬ دوری از آن نشانه فطرت بد است. هستی صفائی دارد بنام عشق ٬ عشق آئینه دل را پاک میکند ٬ عشق ناپذیر کسی است که در دل آئینه ای ندارد. خدا ابتدا عشق را آفرید بعد خود را ٬ بعبارت دیگر اول قلب آدم را آفرید بعد خود او را. دل دریای مواج و خروشان است و «عشق شاهکار خلقت خداست» |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
پیش درآمد
و بیاد بیاوریم که آدم و حوا بر همه لذتهای بهشتی چشم فرو بستند و محو لذت " چشیدن میوه ممنوعه " شدند. آنها چهارچوبها ٬ قیدها ٬ بندها و وابستگی ها را به فراموشی سپردند تا رهائی را بیازمایند و حاضر شدند که هزینه این سرپیچی را بپردازند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت توسط ایلیاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کسي که دوستش داريم بوي خوبي ميدهد ، بوي عشق ميدهد ، بويي که نامش را ميگذاريم عطر تن .
|
| پیوندهای روزانه |
|
در شب شرارتیست که من گریه میکنم روزی قبل از همیشه یه ماهی قرمز توی خواب دریا یادداشتهای پراکنده آشیانه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|